به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از بیبیسی، اگر میخواهید بدانید کدام فیلمها در فصل جوایز پیش رو حرفی برای گفتن خواهند داشت، کافی است نگاهی به آثار اکرانشده در جشنواره کنِ همین ماه بیندازید. موفقیتهای سال گذشته در اسکار با فیلمهایی مثل «ارزش احساسی» و «مأمور مخفی» از همین کن شروع شد و سال قبلتر هم «ماده»، «امیلیا پرز» و «آنورا» مسیر مشابهی را طی کردند. با پایان جشنواره کن، حالا رسماً وارد فصل جوایز شدهایم. با این رویکرد نگاهی میاندازیم به ۹ فیلمی که بیشترین شانس را برای درخشش در اسکار دارند.
۱- فیورد (Fjord)
«فیورد» با وجود نقدهای متناقضی که دریافت کرد، توانست نخل طلا را از آن خود کند. درام جذاب کریستین مونجیو، دست روی موضوعی بسیار حساس گذاشته است: زوجی مسیحی (با بازی سباستین استن و رناته رینسو) که از رومانی به نروژ مهاجرت کردهاند و به اتهام تنبیه بدنی فرزندانشان، با اتهام کودکآزاری روبرو میشوند. این فیلم تقابل میان مسیحیت و سکولاریسم و همچنین سنت و مدرنیته را به چالش میکشد؛ موضوعاتی که اعضای آکادمی عاشق بحث درباره آنها هستند.
۲- بچه باشگاهی (Club Kid)
امسال فیلمهای آمریکایی کمی در کن داشتیم، اما «بچه باشگاهی» به کارگردانی و بازی جردن فرستمن، یکی از درخشانترینها بود. داستان درباره فردی خوشگذران است که با سر رسیدن پسر ۱۰ سالهای که تا به حال از وجودش خبر نداشته، زندگیاش زیر و رو میشود. این کمدیِ مستقل و پرشورِ نیویورکی که هم تند و تیز است و هم قلبی بزرگ دارد، بسیاری را به یاد «آنورا» میاندازد. گرچه بعید است برنده بهترین فیلم شود، اما قطعاً جای پایی برای خود در فصل جوایز باز میکند.
۳- توپ سیاه (La Bola Negra)
این حماسه اسپانیایی با ساختار مجلل و احساسات تکاندهندهاش، دقیقاً همان چیزی است که آکادمی میپسندد. فیلم داستانهای مختلفی را در دهههای ۳۰ میلادی و سال ۲۰۱۷ روایت میکند و به موضوع حذف روابط نامتعارف از تاریخ اسپانیا میپردازد. با حضور کوتاه اما تأثیرگذار بازیگرانی مثل پنهلوپه کروز و گلن کلوز، «توپ سیاه» توجه هالیوود را بهخوبی جلب خواهد کرد.
۴- ناگهان (Soudain / All of a Sudden)
ریوسوکه هاماگوچی با «ماشین مرا بران» سابقه درخشانی در اسکار دارد و درام جدید او هم پتانسیل مشابهی دارد. فیلم، داستان مدیر متعهد یک خانه سالمندان در پاریس است که با نمایشنامهنویسی ژاپنی مبتلا به سرطان لاعلاج آشنا میشود. با وجود مدتزمان سه ساعت و ربعی و دیالوگهای فلسفیاش، این فیلم آنقدر عمیق و انسانی است که تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند و در نهایت، اشک همه را در میآورد.
۵- مردی که دوستش دارم (The Man I Love)
رامی مالک پس از «حماسه کولی» در نقشآفرینیهای اخیرش کمتر دیده شده بود، اما این درام احساسی ایرا ساکس، ویترین فوقالعادهای برای استعداد اوست. او در این فیلم نقش خوانندهای را بازی میکند که به ایدز مبتلا شده و در اواخر دهه ۸۰ نیویورک، سعی دارد آخرین لحظات درخشش خود را روی صحنه تجربه کند. آسیبپذیری مالک در این نقش، قطعاً رایدهندگان آکادمی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
۶- نجات ما (Notre Salut / A Man of His Time)
این درام هوشمندانه، بیوگرافیِ پدربزرگِ خود کارگردان (امانوئل مار) است که در دوران جنگ جهانی دوم در رژیم ویشی فرانسه کار میکرد. فیلم نشان میدهد که چگونه انسانهای بهظاهر معمولی و وطنپرست، با توجیهات مدیریتی و اداری، به چرخدندههای یک ماشین جنایتکار نازی تبدیل میشوند. فیلمی تکاندهنده که هشداری جدی برای امروز است.
۷- عزیزکرده (El ser querido / The Beloved)
آکادمی عاشق فیلمهایی است که درباره سینما ساخته میشوند. در اینجا خاویر باردم نقش کارگردانی مغرور را بازی میکند که دخترش را برای بازی در فیلم حماسی خود استخدام میکند، اما در صحنه فیلمبرداری با او همانقدر سختگیر و تندخو است که با دیگران. بازی آتشین و بیپروا باردم، یک کاندیدای جدی برای جوایز بازیگری است.
۸- مولن (Moulin)
کارگردان «پسر شائول» باز هم به سراغ موضوعی طاقتفرسا از جنگ جهانی دوم رفته است. «مولن» داستان واقعی رهبر مقاومت فرانسه است که توسط گشتاپو بازجویی میشود. این تریلرِ نوآر و تیره، تصویری تکاندهنده از شر مطلق در برابر قهرمانی است. تماشای این فیلم ساده نیست، اما از آن دست آثاری است که آکادمی به راحتی از کنارش عبور نمیکند.
۹- مینوتور (Minotaur)
آندری زویاگینتسف این بار با یک تریلر جنایی هیچکاکی بازگشته است. داستان درباره تاجری است که میفهمد همسرش خیانت میکند. فیلم که بازسازی فیلمی از کلود شابرول است، در لایه اول بسیار پرتعلیق و تاریک است، اما زویاگینتسف با هوشمندی لایههایی سیاسی از وضعیت امروز روسیه و الیگارشها را به آن اضافه کرده که قدرت تأثیرگذاریاش را دوچندان میکند.